ميهماني من,منصور

Blog Entryبا گلشيفته در فاصله دو ميمNov 10, '06 2:21 PM
for everyone

 

يکي از شب هاي بهمن1376 در سينما قدس نشسته ام.روزهاي آخر جشنواره است.فيلم جديد داريوش مهرجويي به سنت هميشه در روزهاي اخر رسيده است: درخت گلابي.

دختر بچه اي نقش "ميم"را بازي مي کند.سرخوش، يله، شيطان و اندکي بدجنس.همه از هم مي پرسند اين دختر بجه سبزه سرتق کيست و آنهايي که بيشتر مي دانند پاسخ مي دهند : دختر بهزاد فراهاني.

ميم مورد تحسين همه قرار گرفت.اما عجيب نبود دختر يک بازيگر مي توانست در نقش خودش خوب بازي کند.اما گلي هرچه جلو تر آمد اين تئوري را به انزوا کشاند.او فيلم به فيلم پيشرفت کردتا امروز که ديگر کسي نمي پرسد او دختر کيست.آخرين فيلم او "ميم مثل مادر"يک جهش بي نظير در کارنامه اش به حساب مي آيد.حتي کساني که فيلم را دوست ندارند به استعداد دختر 23 ساله اي که نقش مادري 35ساله را به خوبي بازي مي کند اعتراف مي کنند.گفت و گوي ما با گلشيفته درگيري هاي معمول گفت و گو ها ي هميشگي را ندارد.ما نشسته ايم و با هم درباره مهمترين نقش هايش صحب کرده ايم.اينکه چرا براي آن نقش انتخاب شده و تحليلش از اين نقش ها چيست.درباره کارگردانش چه فکري مي کند و ديالوگي که از فيلم در ذهنش مانده چيست.پيش بيني مي کنم و البته اميدوارم که اين گفت و گو را دوست داشته باشيد.

منصورضابطيان

mansoor@40cheragh.com

 

 

درخت گلابي (ميم)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

چون گلشيفته واقعا "ميم" بود . به واسطه خواهرم و با معرفي آقاي شريفي نيا به آقاي مهرجويي معرفي شدم.در آن دوران هيچ علاقه و وسوسه اي نسبت به سينما نداشتم .حتي يک ذره.

آقاي کارگردان:

از مهرجويي درخت گلابي فقط يک قصه گوي مهربان به يادم مانده که وسط شيطنت هاي کودکانه من مي آمد و قصه فيلم را تعريف مي کرد.مي گفت الان مامان مياد،بابا مي ره،محمود گريه مي کنه،تو بايد چاي بخوري،بعد بخندي....حسابي خوش مي گذشت.مثل يک رويا بود.

 اين نقش کي بود؟

ميم کودکي اسرار آميز همه ما بود. براي بازي کردن در اين نقش من هيچ کار نکردم چون اصلا نمي دانستم آنجا چه خبر است .من داشتم بازي هاي کودکانه خودم را مي کردم و آن پشت مشت ها دوربين هم کار خودش را مي کرد.اين تبحر آقاي مهرجويي بود که ميم را ميم کرد.

ديالوگي که خوب يادم مانده:

حتي اگر روح از بدنم جدا کني ديگر صدايي نخواهي شنيد.

 

 

 

بوتيک (اتي)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

نمي دانم چرا انتخاب شدم.دعوتم کردند به هدايت فيلم بروم.آقاي نعمت الله را اصلا نمي شناختم .توي دفتر کمي با من حرف زدند و بعد رفتيم روي پشت بام و من سکانس پل را برايشان بازي کردم‌.

 

آقاي کارگردان :

آقاي نعمت الله ريز ريز کارهايي که بايد مي کرديم را در نظر داشت .هيچ کس فکر نمي کرد که او بتواندفيلم را اينقدر خوب در بياورد.تمام ظرافت هايي که در فيلم هست حاصل نگاه خود آقاي نعمت الله است .

مگر اين نقش کي بود؟

اتي خواست هايي معمولي داشت که خواست ساده همه جوانان اين کشور است.او يک زندگي حداقل مي خواست . نه چيزي بيشتر.

قبل از اينکه فيلمبرداري شروع شود مدتي خودم اتي شدم.حتي مي رفتم دم مغازه ها و مثل اتي رقتار مي کردم و نمي دانيد که چه پيشنهادهاي بي شرمانه اي به من مي شد.يک روز توي خيابان منوچهري مردي پيشنهادي به من داد که گفتم خدايا شکرت که من اتي نيستم .چون اگر اتي بودم در مقابل اين پيشنهاد يا آن مرد را مي کشتم يا خودم را.

ديالوگي که خوب يادم مانده:

آدم ها لباس سفيد بپوشند....دست هم رو بگيرند...توي سبزه ها بدوند...بادنک هاي سفيد...

 

 

 

 

 

اشک سرما (روناک )

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

من براي اين نقش اتخاب نشدم بلکه خودم را زور چپون کردم .فکر مي کنم کلمه زورچپون اصلا از همين جا آمد!!سراغ خيلي ها رفته بودند و من هم بکي از آنها بودم و شايد کم شانس ترينشان .قصه فيلم را سر بوتيک آقاي کارخاني تعريف کرده بودند و من از همان موفع ديوانه شدم.از پيش خودم همه فيلمنامه را با کمک يکي از دوستان پدرم به کردي تجربه کردم و ديالوگ ها ر ياد گرفتم .فيلمنامه را زدم زير بغلم و رفتم پيش آقاي حميد ن/اد و گفتم تو رو خدا به من اعتماد کنيد.در واقع آقاي حميد نژاد به من اعتماد نکردند به خودشان اعتماد کردند که مي توانند اين نقش را توسط من در بياورند.

آقاي کارگردان:

يک نکته را بايد بگويم.بعد از آقاي مهرجويي که من ورودم به سينما را مديون ايشان هستم ،برخورد به عزيزالله حميد نژاد مهمترين اتفاق سينمايي زندگي من بود.او چيز هايي به من يادداد که مرتب به آنها مراجع مي کنم .بزرگترين درسي که از او گرفتم به کار انداختن ناخود آگاهم بود.او کمک کرد که وقت بازي بدلم را در خودم کشف کنم تا به کمکم بيايد.

مگر اين نقش کي بود؟

قبل از فيلمبرداري يک ماه تمام در کوهستان با گوسفند ها سر کردم .من واقعا روناک شدم .مهمترين ويژگي روناکغرورش بود.روناک نشان مي داد که جريانات سياسي گاهي آدم رابدون آنکه خودش بخواهد به هرجا دلشان بخواهد مي برند.

ديالوگي که خوب يادم مانده:

از اين ور شما تفنگ مي کشين رو سر ما از اون ور کردهاي خومون.

 

 

 

 

 

ماهي ها عاشق مي شوند(توکا):

 چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

چه مي دانم چرا انتخاب شدم...اشتباه(مي خندد)نه از شوخي گذشته فکر مي کنم به خاطرآشنايي آقلي رفيعي با خانواده ما بود.و البته آقاي کلاري..آقاي کلاري عزيز.

آقاي کارگردان:

ويزگي کارگرداني ماهي ها..سواد بي نظير آقاي رفيعي بود که پشت فيلم قرار داشت .زيبايي شناسي آقاي رفيعي باعث شد تا فيلم اينقدر خوش آب ورنگ و خوشمزه شود.

مگر اين نقش کي بود؟

جواني و سرزندگي توکا مهمترين ويژگي اوست.ميان آن همه آدم قديمي توکا جديد است.ميان آن همه آدمي که از گذشته مي گويند توکا حرف از آينده مي زند.

ديالوگي که خوب يادم مانده:

(صحنه غذا بردن براي عزيز)

توکا:ببخشيد دير شد.

عزيز:چي دير شد؟

توکا:شامتون!

عزيز:ولي من شام خورده م.

توکا:شامخرده اين ؟!

عزيز:نه

توکا:پس منتظر بودين...

 

 

به نام پدر(حبيبه)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

فکر مي کنم آقاي حاتمي کيا دوست داشتند من حبيبه فيلم را بازي کنم اما بيشترش اصرار آقاي پرستويي بود.من از بچگي عاشق "عمو پرويز"بودم.من هنوز دنيا نيامده بودم که عمو پرويز با خانواده ما رفت و آمد داشت.بچه هاي خانواده ما روي پاي او بزرگ شدند.براي همين مثل پدر دوم ما مي ماند.

آقاي کارگردان:

تسلط حاتمي کيا روي آنچه که در ذهن دارد مثال زدني است .کارگرداني و دکوپاژ به معناي کامل کلمه را مي توان کنار دست آقاي حاتمي کيا تجربه کرد.شيوه کارش خيلي جالب است.اينکه روز قبل آنچه مي خواهد را با دوربين تصوير برداري مي کند و دکوپاژ را بر آن اساس آنجام مي دهد.

مگر اين نقش کي بود؟

حبيبه نماينده نسل ماست که الان شاکي است.شاکي نسبت به آنچه که حتي خيلي هايمان نمي دانيم چيست.نسل ما قرباني ترين نسل تاريخ ايران است .

ديالوگي که خوب يادم مانده:

مهمترين ديالوگ شايد ساده ترينش بود اما موقعيت اداي ان مهمش مي کرد.وقتي که در کوتاه ترين فاصله از عمو پرويز توي صورتش مي گفتم :سرت چي شده بابا؟"بابا"گفت هاي فيلم برايم عزيز و دوست داشتني بود.

 

 

سنتوري(حبيبه)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

شانس و شکايت!توي يک مهماني در منزل خانم پري صابري،بعد از مدت ها آقاي مهرجميي را ديدم و از اول تا آخر مهماني شکايت کردم.شکايت ها..باور نمي کنيد.بعد از به نام پدر مدتها بود که فيلمي بازي نکرده بودم.آنقدر شکايت کردم که آقاي مهرجويي گفتند خب بيا با هم کار کنيم.من مي خواهم يک فيلم بسازم تو بيا بازي کن .چون پيانو ميزدم پيانو زدنم را هم به فيلم اضافه کردند.

آقاي کارگردان:

وقتي مهرجويي دارد کار مي کند اصلا به آدم  احساس توي فيلم بودن دست نمي دهد.همه چيز آنقدر معمولي است که فکر مي کني آدم ها آمده اند هم را ببينند ،چاي بخورند و بروند.همه از هم مي پرسند يعني ما داريم فيلم مي سازيم؟من فکر مي کنم مهمترين ويژگي آقاي مهرجويي اين است که هيچ وقت نمي خواهد کار بزرگي انجام دهد.هيچ وقتنمي خواهد خودش را به نمايش بگذارد.اصلا اين چيز ها مهم نيست برايش.انگار آمده سر صحنه که حال کند.حالا اگر شد کنارش فيلمي هم بسازد.من هنوز هم نمي فهمم که اين فيلم ها چرا شاهکار مي شود.

مگر اين نقش کي بود؟

هانيه خواب وخوراک را از من گرفت.او هم از آن دسته زن هايي ست که مي خواهد زندگي کند.يک زندگي معمولي کنار شوهر و بچه اش.اما بر خلاف زن هاي ايراني وقتي مي بيند شرايطآن طور که مي خواهد نيست ،نمي سوزد و نمي سازد.بلکه همه چيز را رها مي کند و مي رود.

ديالوگي که خوب يادم مانده:

يه بار شده فکر کني من هم يه زنم؟دوست دارم شوهرم بالاي سرم باشه؟چرا بايد همه چيزم رو بريزم به پاي تو ؟تويي که نه مي توني يه شوهر براي من باشي نه يه پدر واسه بچه ام؟ توفقط يه عشق داري بدبخت بيچاره..دوا..جنس....

 

 

 

نيوه مانگ(نيوه مانگ)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

اين از آن انتخاب هايي ست که نمي فهمم چرا صورت گرفته .شايد چون بهمن دوست خيلي نزديک  ماست و مي داند که منکردي را خوب صحبت ميکنم.بهمن حساسيت غريبي روي زبان کردي دارد.

آقاي کارگردان:

شرايط کار به شدت سخت بود.نه وقت داشتيم و نه نگاتيو.بهمنشکارچي لحظه هست.يک چيزي از توي هوا رد مي شود و او در لحظه آن را چنگ مي زند.انرژي بي پايان و بي حدي دارد.

مگر اين نقش کي بود؟

نمي توانم در باره شخصيت او تو ضيحي بدهم چون همه چيز لو مي رود.فقط مي توانم بگويم به معناي واقعي کلمه مرموز است تا جايي که گاهي ترسناک است

ديالوگي که خوب يادم مانده:

ديالوگي که درباره مرز مي گويم.کردي است و در ترجمه فارسي لطفش را از دست مي دهد.

 

 

ميم مثل مادر(سپيده)

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟

اين ريسک آقاي ملاقلي پور بود چون هر چه فکر مي کنم هنوز هم مي بينم که اين نقش به من نمي خورد.شايد به هرکس مي گفتيد ليلا را پيشنهاد مي دادو او هم اتفاقا يکي از کانديداها بود.خيلي ها مخالف انتخاب من بودند و همه روي يک نکته تاکيد مي کردند:او بچه است و نمي تواند مادر باشد.

آقاي کارگردان:

او غريزه اي استثنايي دارد.خيلي چيزهايي که سر صحنه مي ديدم اصلا برايم توجيه ساختاري نداشت اما حالا که فيلم را مي بينم مي فهمم که چه کار کرده.همه دکوپاژها و زواياي دوربينش برايم مثل کلاس درس بود.

مگر اين نقش کي بود؟

مادر..مادر..مادر...مادر....مادر.........

ديالوگي که خوب يادم مانده:

تو برو دنيا رو درست کن چي کارداري به زندگي من و بچه ام؟

 

 

کوتاه از ديگران

هفت پرده: تجربه آشنا شدن با فرزاد موتمن و مهدي احمدي

زمانه: بدشانسي آقاي صلاحمند ونا

آگاهي و فاجعه آميز بودن من

دوفرشته: تجربه حضور داشتن در جشنواره کن

جايي ديگر: اولين تجربه آگاهانه بازيگري.تازه فهميدم که بازيگري چقدر سخت است!

بابا عزيز: آشنايي با شوهرم و سفر به تونس

گيس بريده: اندکي آب براي سيراب کردن کسي که مدتي بود عطش بازي داشت
Attachment: goli.bmp

31 CommentsChronological   Reverse   Threaded
Comment deleted at the request of the author.
yasamin321 wrote on Nov 12, '06
ye chizi migam davam nakonin!! amma chera hameye in javanane honarmande bazigar(golshifte,taraneh,...), faghat badbakhtio khoob bazi mikonan?
yasamin321@yahoo.com www.yasamin321.blogfa.com
mahtab7o wrote on Nov 14, '06
merci,melse hamishe aliy bod
mahya1366 wrote on Nov 16, '06, edited on Nov 16, '06
این مصاحبه را در چلچراغ خواندم و لذت بردم ...گلشیفته را دوست دارم، بازی اش را، چهره اش را، مصاحبه هایش را و پدرش را!!!....و میم مثل مادر که به نظرم برخلاف نظر بسیاری آنقدرها هم بد نبود، اتفاقا دوست داشتنی بود گرچه شاید زیادی تلخ بود ولی خب بسیاری چیزها را مدیون بازی گلشیفته بود...راستی متنتان راجع به استاد بیات را هم خواندم و متاثر شدم؛ اینکه متاثر شدن من چه تاثیری در این روند دردناک دارد، نمیدانم ولی امیدوارم...امیدوارم...امیدوارم...گرچه شاید کار چندانی از دست من و امثال من بر نیاید...

http://osyaaan.persianblog.com/
mahtab7o wrote on Nov 19, '06
http://pnazemi.persianblog.com/ matlabe jalebi neveshtan ke khondanesh khali az lotf nist va mitone tane kheylihamono belarzone!! 7 rishter be balaaaa! albatte tane onayi ro ke bayad belarzone fekr nakonam belarzone!
sarahaddadi wrote on Dec 29, '06
salam vagheyan mosahebeye khobi bood mer30
nafisehinstanford wrote on Jan 3, '07
با سلام به آقای ضابطیان عزیز
با اجازه تون شما را به یلدابازی دعوت کرده ام ...البته می دانم که این روزها سرتان خیلی شلوغ است -فرش واژه و مردم ایران سلام که فوق العاده اند ..من همیشه می بینمشان ..-
ولی خیلی خوشحال می شویم که شما هم این بازی را انجام بدهید
sarahtnt wrote on Jan 16, '07
يه چيزي راجع به مجري گري شما....اولين بار که شمارو تو تلويزيون ديدم واقعا جا خوردم انگار منصور ضابطيان ديگه..يه ضابطيان صدا وسيمايي شده...خيلييييييي محتاط ...درسته احتياط شرط عقله اما من انتظار داشتم يه ذره ضابطيان تو تي وي چلچراغي تر باشه...آخه نماينده ي اوناس
masoodlive wrote on Jan 18, '07
Mr Zabetian salam mesle inke saretoon kheily shologhe, jomeha farshe vazhe,shanbeha mardome iran salam,na matlabe jadidi toye 40cheragh minevisid,na inja up mishe.rasti chera inghadr hozoreton toye tv ziad shode?hafteye pish ham farshe vazharo dashtid ham mardome iran salam ham mosahebe ba bazigaraye toye gooshe salemam.... toye barnameye simaye khanevade.fekr nemikonid yekhorde ziade az hade?dar zemn in soal jadideton age yek teke abr dashtid che mikardin ziadi tekrarie.ma montazere hamoon mansour zabetiane 40cheraghi hastim.rasti 40cheragham in shomarehaye jadidesh ye chizi nazdik be eftezah bod.onja che khabare?
mahya1366 wrote on Jan 20, '07
ما هی بیایم اینجا ببینیم هیچ خبری نیست! فکر کنم هپخیلی سرتون شلوغه با این همه اجرا توی تی وی، مردم ایران سلام جدا عالیه، ولی اینجا هم ما حتی به همون یه خط آ÷پدیت کردنتون هم راضی ایم...
http://www.osyaaan.persianblog.com/
livealive wrote on Jan 20, '07
من این متن رو توی 40چراغ نخوندم؟به هر حال من هم مثل خیلیای دیگه از این هنرپیشه خوشم میاد مرسی آقای ضابطیان.
fatemeh86 wrote on Jan 25, '07
سلام آقای ضابطيان فرش واژه واقعا نگاهی نو به واژه های هميشه است طرح شما و نوشته های شما ستودنيه... مردم ايران سلام رو بعضی اوقات که وقت کنم ميبينم ... اما به نظر روی اين فرش زيباتر هستين!
masoodlive wrote on Jan 25, '07
مثل اینکه دیگه کامنتها رو هم جواب نمی دید!!!!
fatemeh86 wrote on Jan 27, '07, edited on Jan 27, '07
سلام جناب ضابطيان!
مطلب اين شماره ی چهلچراغ به قلم شما بسيار خواندنی و نو بود.
www.shab-e-shahr.persianblog.com
forugh wrote on Jan 31, '07
agahey zabetian ba inke bad joor dargire konkooram ama faramooshetoon nakardam.doosetoon daram.montazeram bashid.
Comment deleted at the request of the author.
wakefulnight wrote on Jan 31, '07
سلام، روزگارت خوش باد...
جذابیت این مصاحبه توی دقت گلشیفته در جواب دادن و عنوان کردن نکات دقیق کارگرداناش یا توضیحی که در مورد نقشش میده؛ به نظرم آمد.
اما سوال اینکه چطور انتخاب شدید رو معمولا اشاره ای به استعدادش نداره یا انتخاب کارگردان بیشتر بواسطه شناخت از خانواده است! دیگه اینکه مصاحبش مثل یلدا بازی همش تکرار می شد با تفاوت یک سوال کم. سوالا حوصله ی به خرج دادن تخیل و تنوع رو نداشتن 4 سوال روی تکرار گذاشته شده بودند. شاید احتیاج بود سوالی زرافه ای از این بین پرسیده بشه!!
sarahtnt wrote on Feb 6, '07
سلام آقاي ضابطيان خواهش ميکنم تا قبل از تولد 85 سالگي گلشيفته اينجارو به روز کنين ...يادم مياد وقتي بچه بودمم ميومدم تو سايتتون همينارو نوشته بود.
fatemeh86 wrote on Feb 7, '07
سلام حیف که معمولا صبح ها دانشگام دوست داشتم تو این روزای پر هیجان برای سینمایی ها برنامه ی مردم ایران سلام رو میدیدم.اما حیف... خوشحالم که مازیار میری و کیمیایی و مهرجویی هم حضور دارن رییس هم رسید حالا تا سنتوری .....
http://www.shab-e-shahr.persianblog.com/
fatemeh86 wrote on Feb 13, '07
سلام! نمیدونم چرا حال و هوای جشنواره امسال این طوری بود...حرفهای بهرام رادان و مسعود ده نمکی هم که دیگه جای خودشو داشت....خنده های مردم به پارک وی که مثلا قرار بود عکس العمل این فیلم ترس باشه ....خلاصه کلی حرف و حدیث داشت...نمیدونم چرا وقتی مسعود ده نمکی با صدای بلند لفاظی میکرد یاد رمان محاکمه افتادم!!!! جایی که جوزف کا در محضر دادگاه حاضر میشه و شروع به اعتراض و... میکنه حضار هم برای تشویق اون رو وادار به ادامه ی این فریادها میکردن....به اشاره ی همدیگه تا بار گناهان جوزف بیشتر بشه گاهی تشویق گاهی سکوت!!!!!
gv1990 wrote on Feb 27, '07
salam...matalebetoon mesle hamishe alie vali kheili dir update mishe....chera dige esmetoon too 40cheragh nist..vaghean heif nabood in nevisandeie khoob 40 cheragh bere too seda va sima???//
forugh wrote on Mar 1, '07
man ham ba in agha ya khanoom moafegham.fek nemikardam shoma mojrigario be rooznamenegari ke toosh bishtar maharat dashtin tarjih bedin.
fatemeh86 wrote on Mar 3, '07
سلام آقای ضابطیان! کجایید؟
فرش واژه ی دیروز راجع به کودکی بود.من برعکس همه دوست ندارم توی اون دوران حبس بشم..اگر هم که میخوام برگردم به خاطر چیزاییه که جا گذاشتم.دوست دارم برگردم و برشون دارم و خیلی سریع به زمان حال برگردم ....من حسرت روزای کودکی رو نمیخورم.فکر روزای نیومده برام جذاب تره البته اگر بیاد! توی این سالها اون قدر که از دست دادم به دست نیووردم اون قدر که میخواستم نتونستم...پس فردا برای من جذاب تره.... یا هیچ میشم یا از صفر در میام! راستی هنوز نتونستم 40 چراغ امروز رو ورق بزنم
http://shab-e-shahr.persianblog.com/
mrfn wrote on Mar 29, '07
خوشحالیم که تنها نیستیم.
حالا وبلاگ طرفداران همشهری جوان واقعا مال طرفداران همشهری جوانه.
javan-fans.blogfa.com
bgmdm wrote on Jun 11, '07
به شما لينك دادم. موفق و مويد باشيد:
http://www.bgmdm.weblog.sh
در بخش همه چي: (با گلشيفته در فاصله ي دو ميم)
lastspring wrote on Jun 19, '07
khahesh mikonam dige to tv nabash.tazahor be to nemiad
fatemeh86 wrote on Jul 13, '07
سلام
آقای ضابطيان عزيز قصد نداريد احيانن يه سری اين طرفا بزنيد؟
ببخشيد ها ... به برنامه ی مردم ایران سلام ميهمان هايی دعوت ميکنيد که بايد گفت از آدم مبتکری مثل شما بعيده.....فقط من اخبار سينماييت رو گوش ميکنم و بعد فرار ميکنم .
http://shab-e-shahr.persianblog.com/
sezaneh wrote on Sep 21, '07
امان .... امان از دست این خرمگس ها!

سزانه با مرگ کلمه.
sezaneh.blogfa.com
mohammad1715 wrote on Sep 24, '07
من بسیار گلشیفته را دوست دارم آرزو داشتم یک بار با آن عزیز هنرمند صحبت کنم افسوس ؟؟؟؟؟
هیچ راهی نیست که شما پیشنهاد کنید.
email : farzan_r2005@yahoo.com
aliyousefi wrote on Nov 7, '07
چی میگه؟!! ها؟!! منصور ضابطیان؟ خودتی؟ یا عکس و اسمتو کش رفتن!! شاد باشی .
آها یه چیزی . اون لباس گدایی خیلی بهت میومد . به عنوان اضافه کاری بد نیست روش فکر کنی؟!!
همیشه شاد و موفق باشی و دلی شاد و آرام داشته باشی.
یا علی
ali-yousefi.blogfa.com
chamonix wrote on Jan 21
Hi,

You have a so nice Multiply Site.

If you like see my photos in my site .

write any commands as you like fr me .

Waiting fr u there .

Bst Wshs.

Mohsen.
Add a Comment
   
© 2008 Multiply, Inc.    About · Blog · Terms · Privacy · Corp Info · Contact Us · Help